حضرت عمرو بن عاص رضی الله عنه
#معرفی_صحابه
عمرو بن عاص رضیاللهعنه
در مکه، مردی زندگی میکرد که از همه باهوشتر، سیاستمدارتر و سخن ورتر بود.
اسمش عمرو بن عاص بود؛ مردی که قریش برای مشورتهای بزرگ سراغش میآمدند.
اما با تمام این بزرگی، دشمن قسمخوردهی اسلام بود.
هر بار که نام محمد ﷺ را میشنید، خونش به جوش میآمد...
او برای خاموش کردن نور اسلام، حتی تا حبشه رفت تا مسلمانان مهاجر را به مکه برگرداند،
ولی در آنجا، با دیدن عدالت نجاشی و ایمان مهاجران، در دلش چیزی شکست…
جرقهی ایمان، بیصدا در دل دشمن افتاده بود.
سالها گذشت…
مکه سقوط کرد، بتها در هم شکستند و نام «محمد رسولالله ﷺ» در همهی جزیره عرب پیچید.
عمرو با خود گفت:
> «این نوری نیست که خاموش شود… این همان حق است!»
او به همراه خالد بن ولید و عثمان بن طلحه، شبانه راه مدینه را در پیش گرفتند.
وقتی وارد شدند، پیامبر ﷺ لبخند زد و فرمود:
> «مکه دلیران خود را فرستاده تا تسلیم خدا شوند!»
عمرو با چشمانی خیس گفت:
«ای رسول خدا، آیا اگر مسلمان شوم، گناهان گذشتهام بخشیده میشود؟»
پیامبر ﷺ فرمود:
> «اسلام، گذشته را پاک میکند… و هجرت، گناه را میشوید.»
آن لحظه، عمرو در برابر پیامبر ﷺ زانو زد و با اشک گفت:
«اشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمدًا رسول الله»
💫 دشمن دیروز، مؤمن امروز شد.
🔥 پس از آن، شمشیرش در راه حق کشیده شد.
در جنگها، فرماندهای بینظیر بود؛ دشمنان از نامش میلرزیدند.
اما او از کسی جز خدا نمیترسید.
در زمان خلیفهی ابوبکر رضیاللهعنه، فرمان یافت که به مصر برود.
سپاهی اندک در برابر ارتشی بزرگ از روم قرار گرفت.
در میان طوفان شمشیرها، عمرو فریاد زد:
> «ای اهل اسلام! مصر را نجات دهید، نه برای من، بلکه برای الله!»
با نبوغ، صبر و توکل، سرانجام مصر فتح شد.
مردم مصر در او مردی دیدند که با عدالت حکم میکرد و با دلشان سخن میگفت.
در همانجا مسجدی ساخت که تا امروز به نامش مانده:
مسجد عمرو بن عاص – نخستین مسجد در قارهی آفریقا.
🕊️ وقتی مرگش فرا رسید، در سکوت شب، سر بر خاک گذاشت و گفت:
«خدایا... در جاهلیت دشمن پیامبرت بودم،
در اسلام یار او شدم،
و امروز امید دارم در قبر، همنشین او گردم...»
و لبخندی زد…
لبخند مردی که از تاریکی دشمنی، به روشنایی ایمان رسید.
خدا از هر گناهکار، مؤمنی میسازد…
فقط باید لحظهای دل را از غرور خالی کرد.
☘🍁🍀🍂💐🍃🥀🌾🌺
پایگاه اختصاصی مدرسه علوم دینی اهل سنت